-
آیاتی از کتاب قرآن
یکشنبه 18 مهر 1400 18:09
و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکی کرد و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید. ... یهود بر این دعویند که نصاری را از حق چیزی در دست نیست و نصاری بر این دعوی که یهود را در صورتی که هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند یعنی هر دو طایفه اهل کتاب آسمانی و به خواندن آن بهره مندند این گونه دعویها نظیر...
-
آیاتی از کتاب قرآن
یکشنبه 18 مهر 1400 17:49
قوم گفتند او را حاضر سازید در حضور جماعت تا بر این کار او جمع گواهی دهند. .... خضر عذر موسی را پذیرفت و باز هم روان شدند تا وارد بر قریه ای شدند و از اهل آن شهر طعام خواستند مردم از طعام دادن و مهمانی آنها ابا کردند و هیچ کس آنها را مهمان نکرد آنها هم از آن شهر به عزم خروج رفتند تا نزدیکی دروازه آن شهر به دیواری که...
-
آهنگ سریال خانه به دوش-با صدای مجید اخشابی-ساخت کلیپ-حسام الدین شفیعیان
یکشنبه 18 مهر 1400 17:20
-
چرخه ناچرخه زمین
یکشنبه 18 مهر 1400 17:15
خنده ام گرفت از بند زمین از بند تعریف بر تقسیمات منافعی دیدم که هیچ هر کسی تبر زنند فهمیدم تقاطع رسالت را قدم زنند فهمیدم چه ریشه بر کنند هر چه هر کسی را از ریشه بر زنند فهمیدم مشکل یکو دو سه چهار نیست آنجا بود که فهمیدم بند بند را کنار زنند شوخی عجیبی هست دلنگرانی تریبونی پشت تریبون نقاب چهره بر زنند ما تلاش برای...
-
حسام الدین شفیعیان-متن ادبی
یکشنبه 18 مهر 1400 17:04
دیگر بار درختی بشو اگر صدای ریشه آن تبر نیست .آن که درخت بکاشت ریشه در روح دیگری همی کند که ببار آورد زندگانی,ما سمفونی عشق را بکاشتیم و نهال های آن نوبرانه ای عاشقانه هست.زمین وسعت دلتنگی آدمهاست.شاید این قصه نوشته ای خواناست.زندگی آنقدر وسیع بود که خود را میان شاخساران آرامش گم کردیم.زندگی شهری ما بعد درون آهن...
-
بیژن میخواد بره انگلیسی یاد بگیره
یکشنبه 18 مهر 1400 16:52
بیژن که خیلی فیلم میدید معنیشو نمیفهمید زد زیر پاکت تخمه گفت من میخوام برم تافل بگیرم باباش گفت ماینیمیز بیژن گفت چقدر ریز که فهمید باید بره ثبت نام ترم اول فردا شدو بیژن رفت دم یک موسسه زد داخل رفت داخل اتاق مربی هم نه مدیر گفت مدیر اینجا تویی گفت اوامرتون گفت منم بیژن اونی که میخواد تافل بگیره مدیر یه نگاه به بیژن...
-
(از اینجا که من میبینم)
یکشنبه 18 مهر 1400 16:49
بنام خداوند بخشنده ومهربان (از اینجا که من میبینم) دور میدانی که تمام بلوار رو پیش روم میزاشت ایستاده بودم، انگاری که سالها بود که گم شده بودم. حرفها رو میشنیدم و صدای بوق های ممتد تاکسی ای که داشت با بوق مسافر رو قبل از اینکه بخواد مسیرش رو بفهمه سوار میکرد.همه ی اتفاقات ساده پیرامونم داشت خیلی عادی اتفاق می...
-
قطار شماره 123-4
یکشنبه 18 مهر 1400 16:47
به نام خداوند بخشنده و مهربان قطار شماره 123/داستان شماره4/ قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره 123...رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی .چندزن و مرد و چند بچه قدو نیم قد.. سگ ولگردگوشه دیوار نگاهش به سگ نگهبانی است که چشمانش از بین در آهنی خیره شده به گوشه...
-
قطار شماره123-3
یکشنبه 18 مهر 1400 16:46
برف زمین را سفید پوش کرده..بچه ها به دنبال آدم برفی درست کردن هستند. قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..هویج و کلاه بافتنی رنگو رو رفته ی سر به سر گذاشته ی سفیدی رنگی بی رنگی.دانه های ریز بی رنگ و سفیدی زمین تشنه و نیمکت آبی ایستگاه خلوت. بچه ها با دیدن قطار به دنبال آدم برفی ها می دوند و دست تکان دادن های آرام و تند...
-
داستان شماره2/قطار شماره123/
یکشنبه 18 مهر 1400 16:39
قطار شماره123 داستان شماره2 قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.پیرمردی در حال دست تکان دادن است.پوست نارنگی .مقداری آب یخ..پیرمرد صورتش را می گیرد و به زمین می افتد.کوپه14-چند جوان موتراشیده با کلاه های هم رنگ یکی دفترچه...
-
قطار شماره 123/داستان شماره/1/
یکشنبه 18 مهر 1400 16:37
داستان شماره 1 قطار شماره 123 قطار به آرامی شروع به حرکت می کند ..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.چندبچه.گربه ای که می لنگد...بچه ها برای مسافران زبان درازی می کنند.کوپه32-پسری جوان شصتش را به آنها نشان می دهد.کوپه32-پیرمردی در حال حل کردن جدول روزنامه...
-
روز تعطیل چنگیز و خانمش میخوان برن تفریح...
یکشنبه 18 مهر 1400 16:29
/طنزنویسی/ روز تعطیل چنگیز و خانمش میخوان برن تفریح... =========== چنگیز که تو خونه حوصلش ترکیده بود.ورداشت گفت جمعه هستو امواتم مرخصی بریم قبرستون. خانمش گفت وای چه رمانتیک بریم منم غذا پلو زرشک با یک بال مرغ درست کردم چنگیز سه بچه یه زن یه موتور یه قابلمه رو به سمت قبرستون خانمش پرتقال پوست میکند میداد دهنش همینجور...
-
خونه مادربزرگه
یکشنبه 18 مهر 1400 16:28
خونه مادربزرگه دیگه کرسی نداره خونه مادربزرگه پنت هاوس عالی داره کنار خونه اون کافی شاپ برقراره تو خونشون مودم وایرلس داره تو چت نگو بلایه عکس دندون مصنوعی داره خونه مادربزرگه حجم بالایی داره گیگاشو نگاه کنی دانلود آزاد داره عیدا میره آنتالیا مهمونی خز شده چی سفر دور دنیا داره آجیل نگو قهوه جوش داره دبل سینگل میزاره...
-
/داستان عشق جک به رز /
یکشنبه 18 مهر 1400 16:27
/طنزنویسی/ طنزنویس-حسام الدین شفیعیان /داستان عشق جک به رز / رز که دم در خونه مجللشون ایستاده بود . همینجور یه ریز خواستگار با پورشه و لامبورگینیو بنز میومدو رد میکردو هی میگفت نه تو ر نمخامو ایرو نمخام اورو نمخام.یدفه دید یه نفر از خیابون هانس برگرد کوچه بن بسته پیچید دم در کاخ ترمز زد اومد پایین خسته دل شکسته گفت من...
-
/چنگیز با مامانش میرن خواستگاری/
یکشنبه 18 مهر 1400 16:26
چنگیز که خیلی فیلم رمانتیک دیده بود زد وسط کاسه کوزه ریخت بهم گفت ننه پاشو بریم خواستگاری. ننه گفت خواستگاری کی!گفت دلنگیز دختر پرویز . ننه برداشت برنداشت گفت اون واسه تو خیلی لقمه بزرگیه. گفت ننه فقط 45 سالشه. ننه گفت سنش نه وزنش 120 کیلویه تو 45 کیلو و دویست گرمی. که چنگیز گفت مهم وزن نیست مهم دله. گفت ننه دلت پیشش...
-
جشن تولد 206
یکشنبه 18 مهر 1400 16:24
مامی مامی چیههههههههههه امروز تولد مامانبزرگه راست میگی ها تولد ش امروزه شمع حالا چجوری بگیریم پیدا نمیشه چرا دیگه دو تا یک میشه دویست یک دو میشه دویست و دو یک چهار میشه دویست و شیش 206 خب یک بیست بگیریم.اینجوری ذوق زده میشه فکر میکنه بیست سالشه نه برا قلبش بده چرا قلبش با باطری کار میکنه یادت رفته تازه باطریشم داره...
-
متد نصف سبیلا شیرین جون
یکشنبه 18 مهر 1400 16:23
وای مامی اومد!!! کی همونی که منتظرش نشستیم؟؟؟ چه کسی یعنی؟؟؟ همونی که پنچه طلاست نصف پنچش تو دماغشه نصف سبیلا شیرین جون نصف سبیلا ترشی جون وای چه ابهتی داره دختر وقتی راه میره انگار داره حرف میزنه چی میگه یعنی تو چشماش کلی حرفه سلام سلوم وای مامی خارجیه واقعن ما نوبت داریم کی بهتون نوبت داده اکی اینجا ابرو برداریم...
-
/پشت کمپوت کنکور/
یکشنبه 18 مهر 1400 16:22
/پشت کمپوت کنکور/ فرنگیس که خیلی دلنگیز میخواست فردا بره کنکور تو اتاق دست به هدفون داشت دقیقان کجایی رو گوش میداد که بابا پاتک زد تو اتاق . فرنگیس کتاب رو مثل فرفره انداخت بالا هدفون زیر تخت. بابا گفت داری انگلیسی بلغور میکنی تا فردا تمرین پیوسته کنکورو فتح کنی. گفت العجبا دقیقان همین بابا منتها یدستم فیزیک...
-
قصه عشقی که میگن عشق کاترینه میگی نه بخون...
یکشنبه 18 مهر 1400 16:21
کاترین که فیلم رمئو و ژولیت دیده بود گفت من عاشق شدم پدرش سرشو از یک کتاب 3000 صفحه ای بیرون آوردو گفت: عاشق کی شدی دخترم کاترین نگاهشو دور نیمکره شرقی و نه غربی زد گفت عاشق هاکل برفین پدرش تحسینش کردو گفت معلومه دنبال اندیشه ای که این عشق رو سر مشق قرار دادی گفت نه الان هاکل هم بیاد کلاتو بنداز بالا بابا گفت هاکل مگه...
-
زنجیره روشنایی و تاریکی
یکشنبه 18 مهر 1400 14:56
تمام تلاش زنجیره تاریکی نمود زندگی صرف ماشینی و آهنی هست در زندگی آهنی آدم آهنی پرورش میابد.اما در این سیستم نوین سیستمی قدیمی نهفته هست برده داری کهن و برده داری نوین .کهن آن برداشت از سیستم زنجیره آدمی بر آهن قدیم یعنی آهنیزم شدن انسان در زنجیره گره خورده به قدرت مادی زمینی غول آهنی.غول آهنی آدم آهنی میخواهد. روح...
-
فکر روشن
یکشنبه 18 مهر 1400 14:41
فکر درگیر امورات زمینی و فکر جهت دار منافع زمینی بینش زمینی وار پیدا میکند.فکر معنوی فکر خدایی همه چیز را سمت و هدایتش را خدا میداند.فکر روشن سمت روشنایی هست.فکری روشن هست که جهت سمتی باشد که به آن سمت خدا میگویند.آن موقع رفتارش سمت خدایی میگیرد کردارش.بینشش.حرف زدنش.خیر اندیشیدنش.همه سمت خوبی حرکت میکند.فکر کوچک بسته...
-
خوش بین بودن بد بین بودن
یکشنبه 18 مهر 1400 14:39
کج نظری در اصطلاح به مفهوم برداشت کج نسبت به تمامی امورات هست."انسان کج نگر" حتی به گل زیبا هم خواهد گفت گل کج.اما آدم خوش نگر به گل کج راستی میدهد و گل استوار را به اوج زیبایی میرساند.آیا آن کجی مد نظرش زشت بوده خیر بلکه قوت داده.کج نگری در ابعاد مختلف نمود پیدا میکند.بصورتی که به یک آدم کج نگر اگر بگویی...
-
تفکرات مثبت
یکشنبه 18 مهر 1400 14:38
روح های بزرگ تفکرات بزرگ هستند.تفکرات بزرگ در گنجایش روح بزرگ هست.تفکرات مثبت تفکراتی هستند که روح را از خساست در میاورد.تفکرات منفی روح را کوچک میکند.اگر در یک پارچ آب دو برابر آن آب بریزید سرریز میشود. روحی که گنجایش آن زیاد بشود انعکاسش تجلی بزرگی از معنویت میشود.خداوند بسیار بخششگر و عادل هست.بسیار مهربانست.این...
-
گوهر ارزش انسانی
یکشنبه 18 مهر 1400 14:37
غرور یعنی شاخ.شاخ غرور ابلیس درون آدمی باید شکسته شود.شاخ غرور ابلیس شاخیست که با آن دیگری را شاخ میزند تا دیگری به آن شاخ بزند.اما بره وار بره که شاخ نمیزند.بره یعنی بی گناهی نه به معنی گناه برون زمینی یعنی بره ای که اسیر چنگال گرگ ها بشوند و بره ها در مطامع امورات مادی و دروغ اندیشی غرق بشوند زیرا بره ها نجات...
-
تحول انسانی
یکشنبه 18 مهر 1400 14:36
اگر توانستیم خشم را کنترل کنیم یعنی بذر تاریکی را در کوچکترین نمود آن درونمان خشک کردیم.در تحول انسانی نو شدن یعنی دقیقه و دقایق و ساعتهای تو نو بشود در سمت کمال و روشنایی بیشتر اگر یک در جا زدید یعنی یه پله عقب تر رفتید.نو شدن در نو شدن درست و صحیح یعنی من بذر خشم.حسادت.کینه.انتقام.بدی را با بدی جبران کردن.و خشک کردن...
-
مزرعه زندگی کاشت و برداشت
یکشنبه 18 مهر 1400 14:34
جواب بدی با بدی میشود .بد بودن جواب بدی با خوبی گوهرست.این گوهر والاترین گوهر هست که اگر درون انسانی روشن شود.اول برداشت آن آرامش خود و دیگرانست.اگر در سختی ها و مصائب و مشکلات.صبوری کنید.اگر این را باور داشته باشید که خداوند خیرخواه بشریت هست.شما هم صفت خیرخواهی را درونتان روشن نگه میدارید.زیرا آنکه شما را محافظت...
-
دیگر و دیگری و دیگران در ظرفیت سازی ها
یکشنبه 18 مهر 1400 14:31
آنیکه به دنبال نقطه سیاهی بگردد سرگردان شود آنکه بدنبال نقطه خوب باشد نکته خوب یابد.قد علم کردن در برابر خدا غیر ممکنست.قدت هر چقدر هم باشد .کوتاهست.ما برای جلال خدا که عزت و افتخار او جلال یافته هست میکوشیم.زیرا جلال خدا که نیاز بردار نیست. نیاز ما هست که با خدا دوست باشیم.اگر با خدا دشمنی کنیم.مثال این میماند که با...
-
چرخه زندگی در رضایت خدا
یکشنبه 18 مهر 1400 14:29
پرنده اگر پرواز کردن را بیاموزد آن موقع وسعت جهان او قفس نیست.جهان او وسعت پهناوری میابد. قفس ذهن ما مثال پرنده ایست که اگر بسته باشد وسعت نیابد اگر در این قفس در را بگشایی وسعت یابی و پرواز را یاد بگیری خوب خواستن را بلد بشوی.دعای خیر کردن را.لعنت و نفرینو آه و ناله سوزاننده هست.زیرا ما فکر میکنیم باید حرف بزنیم .اما...
-
راه درست و راه غلط کدام پابرجا خواهد ماند؟راه درست
یکشنبه 18 مهر 1400 14:28
قضاوت سریع و ناشیانه یعنی من دیگری را بر حسب ظاهر و رفتارش قضاوت کنم. قضاوت حکیمانه یعنی من حکمت هایی که خدا به او میدهد را درک حس کنم با حسی که خداوند به ما میدهد. حس انسانی باید از حس تمامی موجودات دیگر برتر شود زیرا انسان اشرف مخلوقات هست. اما غرور و تکبر مایه آفت آن است. اما همه را در ید قدرت خدا دانستن یعنی من...
-
مسیر درست با انتخاب تفکر و بینش به رضایت خدا
یکشنبه 18 مهر 1400 14:25
اگر خدا نخواهد برگی به زمین نمی افتد. اما اگر خدا بخواهد شما قدرت معنوی یابید.در شما ظرفیت آن را ایجاد کرده و بعد بسترهای دیگر را درون شما بر جهان رشد میدهد. شما باید تمام کارها را برای جلال زنجیره خدا انجام بدهید. زیرا آنهایی که در این چرخه هستند در جنگ با تاریکی مظلوم هستند. تاریکی جلوی روشنایی را میگیرد تا نمود...